تبلیغات

رستاخیز فرهنگی

هنگام ما هنگامه ی فریاد این بدزاغ هاست### مهر خاموشی، اینک بر نوک گنجشک هاست/ زاغ ها از بدبیاری های ما شاهین شدند### یاد شهبازان ما اینک درون خاک هاست ---- خوش آمدید ، خواهش می کنم مهر ورزیده و با پندارهای خردمندانه تون من رو در بهنویسی یاری کنید! "اردوان"
رستاخیز فرهنگی


برگه ها

زمینه ی فرسته: زبان پارسی ،

درود!

 

من نه آذرآبادگانی هستم! و نه آذری زبان(با ترکی یکی نیست) هستم؟! ولی چندی بود که بدنبال نامگذاری شهر تبریز بودم و خودم یک چیزهایی هم گمانه زدم!!

از دوستانی که آگاهی دارند می خواهم تا در پندارها پاسخ اینکه تبریز نامگذاری شده یا دچار دگرگونی نامی شده رو بنویسند اگه تنبلی شون نیاد!!!!

این رو هم بگویم که نامگذاری به پیشینه ی سرزمینی آسیب نمی رساند !!

 

گمانه ها:

1-تبریز برآهنگ تفعیل و از ریشه "برز" ساخته شده و به انگیزش جنگجو بودن بر این شهر نهاده شده و به چم "مبارز" هست! "این گمانه ی خودم هست و در هیچ پایگاهی این را نخواندم !!!"

 

2-تب+ریز که داستانش در تارکده(اینترنت) پر هست و میتوانید بگردید!!!

 

3-تب(گرم)+ریز(روان و رودخانه) : جایگاه رودخانه گرم

 

و چند تای دیگر هم هست که یادم نیست ("تورژ و ..."!!!!)

 

 

ولی به گمان فراوان "تب+ریز" باشد که به شوند سرمای بی اندازه ی این شهر و پیرامونش باشد که به فزونگویی(اغراق) گفته اند که در این شهر هرکس تب سخت داشته باشد تبش ریخته خواهد شد و نام "تب+ریز" را برای این بخش گزیده اند.

 

دیدگاهی از "ناشناس":

درباره واژه تبریز. اول اینكه با كمال احترام و به دور از جسارت ریشه یابی خودتان كاملا غلط است و تبریز یك نام ایرانی و به دور از ساختار زبان عربی است همانند بسیاری از نامهای شهرهای ایرانی دیگر. در ضمن در عربی هم مشابه و هم خانواده ای با این ساختار برایش نمی توانید بیابید. دوم اینكه تبریز با آن وجه تسمیه عامیانه اش هم كه می گوید مربوط به ریزش تب و كم شدن تب بدن یك انسان است كاملا از نظر معنا شناسی مردود است.
اما تبریز ساخته شده از دو بهر «تب» و «ریز» تب به معنای گرما است و به صورتهای تف در تفتان و ته در تهران در زبان پارسی با همین معنا وجود دارد. و اما واژه ریز كه با فعل ریختن هم خانواده است و نیز به معنای جاری شدن است و به صورت ریق هم آمده یا به صورت ریش یا ریج. واژه رود در فارسی هم با واژه های گفته شده هم خانواده است و به معنای جاری شدن است. پس می توان به این نتیجه رسید كه تبریز به معنای محل رودخانه گرم است. چنانكه تفرش همین معنا را دارد.

 

اردوان:برز واژه ای پارسی است از ریشه ی برزیدن به چم "ورزیدن" است و "برزگر" به چم "کشاورز و زمین ورز" از این ریشه هست و چه بسا این هم به فرهنگ عربی رفته و "برز" ریشه شده و بر آهنگ "تفعیل" به تبریز دگریسته شده است و چم نمایان کردن و جنگیدن بر خود گرفته است

گفته ی شما درست ولی دگرِش تهران اینگونه است:

تهران < طهران < طاهران با این نوشته ته+ران پذیرفتنی نست

تف+تان هم با ساختاره ی تفت(گرما از تفتن برابر گداختن)+ان(جایگاه) به چم جایگاه گرما یا گرمستان یا چیزهایی از این دست پذیرفتنی تر است همچون گرگان (زیستگاه گرگها: گرگ فراوان در این سرزمین)

در دبستان خواندیم از بوستان سعدی که:

به دست آهن تفته کردن خمیر/به از دست بر سینه پیش امیر

 

واژه ی "رود" هم از "رو(از رفتن)+د" ساخته شده و نمونه های دیگری از این ساختاره هست که اگر در این نوشته های پراکنده ام پیدا کنمشان می نویسم می بینیم که از ریشه ی رفتن است نه ریختن.

ریز همانگونه که گفتید می تواند روان شدن آب را روشن کند و این گفته ی شما هم گمانه ای است که من به گمانه ها افزودم.

در واژه نامه ای هم چم "سفره" را با تبریز برابر دیدم و شوند آن هم این بند بود:

چنانکه عام شده نعمت فراوانش /به پیش مردم و حیوان همی کشد تبریز

"ابوالمعالی"

 

"با سپاس از شما"

 

 

بدرود!





جُستارک ها: ریشه یابی ، رستاخیز فرهنگی ، تبریز ، تفتان ، تهران ،
پیوست ها: ریشه یابی واژگان ،

...

نویسنده : اردوان
1390/12/16



تارابزار ها
زمان:


جست و جو با گوگل
Google


در رستاخیز فرهنگی

در سراسر اینترنت


« فرستادن برای دوستان »
نام شما :
رایانامه شما :
نام دوست شما:
رایانامه دوست شما:

پهرست جستارها


انبازش گزاری برگه این برگه را به انبازِش بگذارید

پرسمان

هامار تارنگار
  خوش آمدید
نویسندگان:

بینندگان
  • همه بازدیدکنندگان:
  • بینندگان امروز :
  • بینندگان دیروز :
  • بینندگان این ماه :
  • بینندگان ماه پیش :

  • free counters

چند و چونی تارنگار :
  • شمار فرسته ها :
  • شناسه ی شما :

واپسین بروزرسانی

رستاخیز فرهنگی

سخنان بزرگمهر بختگان