تبلیغات

رستاخیز فرهنگی

هنگام ما هنگامه ی فریاد این بدزاغ هاست### مهر خاموشی، اینک بر نوک گنجشک هاست/ زاغ ها از بدبیاری های ما شاهین شدند### یاد شهبازان ما اینک درون خاک هاست ---- خوش آمدید ، خواهش می کنم مهر ورزیده و با پندارهای خردمندانه تون من رو در بهنویسی یاری کنید! "اردوان"
رستاخیز فرهنگی


برگه ها


دو ریشگی در کارواژه ها:

 

یکی دیگر از آک های اندیشیدنی زبان پارسی دو ریشگی در بیشتر کارواژگان است برای نمونه چندین نمونه می آورم:

سرواژه

بن اکنون+د/ید+ن

چم

نوشتن

نویسیدن

مکتوب کردن

گفتن

گوییدن

 

کوفتن

کوبیدن

ضربه زدن

خُفتن

خوابیدن

 

رَستن

روییدن

رشد کردن

هَشتن

هلیدن

اجازه دادن

گَشتن

گردیدن

سفر کردن

گُسیختن

گُسلیدن

جدا شدن

خاستن

خیزیدن

قیام کردن/بلند شدن

سِتُدن

ستاندن

اخذ کردن

کاشتن

کاریدن

 

باختن

بازیدن

از دست دادن

نگاشتن

نگاریدن

نقش کردن

شنفتن - شنیدن

شنویدن

 

آفردَن - آفریدن

آفرینیدن

خلق کردن

 

این آشفتگی بزرگی است و یادگیری زبان پارسی را دشوار و ناشدنی می کند و سود و هوده(وارون =>زیان) ای که در بر ندارد هیچ ، دشواری های بسیاری نیز می آفریند.

 

کارواژه ی "کوفتن" را بنگرید:

کوفتن (سرواژه راستین)

کوبیدن (کارواژه برگرفته)

کوب (بن اکنون)

برای گفتن "کار ضربه زدن" از هر دو بهره می برند ."کوفتن" در زمان کهن کاربرد داشته و پس از آن امروزه در ادب پارسی و سروده ها بکار می رود ولی "کوبیدن" امروزه جای "کوفتن" را در زبان گفتمانی(محاوره) گرفته و "کوفتن" براستی بیکار است!

 

راهکار استاد کسروی این بود که "سرواژه راستین(همچون کوفتن)" از میان برداشته شود چون در "کارواژه برگرفته(همچون کوبیدن)" ، "بن اکنون(همچون کوب)" باشنده است و برای ساختاره هایی همچون "کوب+اچ=وسیله کوفتن) ، "کوب+نده=فاعل کوفتن)" کسی درنمی ماند ولی همچنین گفتند که در برخی نیز ریشه دوم باید زدوده شود

 

من (اردوان) بر این باورم که سرواژه راستین باید نگهداشته شود چراکه در ساختاره هایی همچون "کوفت+ار=کسی که زساد می کوبد (همچون خریدار)" و ... ریشه دوم کارساز نیست

 

برای نمونه کارواژگان زیگ/جدول بالا را بررسی می کنم:

 

درست

نادرست

چم راستین

نوشتار

نویسیدار

زیاد می نویسد/کاتب

گفتار

گوییدار

زیاد می گوید/ناطق

کوفتار

کوبیدار

زیاد ضربه می زند/ضراب

خُفتار

خوابیدار

زیاد می خوابد

رَستار

روییدار

زیاد رشد می کند/رشاد

هَشتار

هلیدار

زیاد اجازه می دهد/جائز

گَشتار

گردیدار

زیاد سفر می کند/مسافر

گُسیختار

گُسلیدار

زیاد فسخ می کند/فساخ

خاستار

خیزیدار

زیاد قیام می کند/قائم

سِتُدار

ستاندار

زیاد اخذ می کند/آخذ

کاشتار

کاریدار

زیاد می کارد/زراع

باختار

بازیدار

زیاد تلف می کند/تالف

نگاشتار

نگاریدار

زیاد نقش می کند/نقاش

شنفتار / شنیدار

شِنَویدار

زیاد می شنود/سماع

آفردار - آفریدار

آفرینیدار

زیاد می آفریند/خلاق

 

گمان نمی کنم که واژه های "گروه نادرست" در آینده در زبان مردم جای افتد.

همچنین برخی با ساختهای دیگری که با تکواژهای "دار" و "ی+دار" درمی‌ آمیزند و شنونده را به چالش می کشانند :

بازید+ار > کسی که زیاد یک چیز را تلف می کند

باز+ی+دار > کسی که بازی در دست اوست=همچون داور یا ؟!

**(باز کردن واژه ای نادرست است ، درستش برابر گشودن است)** 

 

بُنمایه  : نسک زبان پاک از استاد احمد کسروی و افزوده هایی از خودم(اردوان)

 

پیوست : پهرست جستارها

پیوست : دستور زبان پارسی

پیوست : احمد کسروی





جُستارک ها: آک های زبان ، احمد کسروی ، اردوان ، رستاخیز فرهنگی ، زبان پاک ،

...

نویسنده : اردوان
1390/12/3



تارابزار ها
زمان:


جست و جو با گوگل
Google


در رستاخیز فرهنگی

در سراسر اینترنت


« فرستادن برای دوستان »
نام شما :
رایانامه شما :
نام دوست شما:
رایانامه دوست شما:

پهرست جستارها


انبازش گزاری برگه این برگه را به انبازِش بگذارید

پرسمان

هامار تارنگار
  خوش آمدید
نویسندگان:

بینندگان
  • همه بازدیدکنندگان:
  • بینندگان امروز :
  • بینندگان دیروز :
  • بینندگان این ماه :
  • بینندگان ماه پیش :

  • free counters

چند و چونی تارنگار :
  • شمار فرسته ها :
  • شناسه ی شما :

واپسین بروزرسانی

رستاخیز فرهنگی

سخنان بزرگمهر بختگان